Posted on جولای 12, 2008 by سعید احمدی پویا
فیلم بیست انگشت فیلمی است که هفت زاویه از زندگی خصوصی یک زوج را به تصویر می کشد. این که فیلم متاثر از فیلم “ده” کیارستمی است، مطلبی است که خود کارگردان به آن اذعان کرده است و حتی فیلم را به کیارستمی تقدیم کرده است. فیلم فاقد ماجرا است و ماجرا ها نیز در دیالوگ ها بیان می شود برای همین روایت داستانی ندارد و تا حدی از ساختار مستندگونه برخوردار است. ساختار دیالوگ ها آن هم از نوع دیالوگ های پینگ پنگی ، به گونه ای است که برای مخاطب کشدار و مصنوعی نیست. روان بودن دیالوگ ها و طبیعی بودن واکنش ها ساختاری به فیلم داده است که انگار دوربین هفت زاویه خصوصی یک زوج را شکار کرده است و به طور کامل باورپذیر شده است. حتی بعضی اوقات ، دیالوگ ها بداهه به نظر می رسد در حالی که روند روایت آن هوشمندی و سنجیده بودن آن ها را اثبات می کند. میزانسن های دقیق و برداشت بدون کات سبب شده است که کارگردان تجربه سختی را پشت سر بگذارد. اما چیزی که این فیلم را جذاب کرده است پرداختن به موضوعاتی است که به رغم تابو بودن، دغدغه خصوصی بسیاری از زوج ها است. زوج های جوانی که در مهد سنت متولد شدند و به دلیل گرایش به مدرنیته در تعلیق خاصی گرفتار هستند؛ بمانند بودن در قایقی در آب به مانند تصویری که در اپیزود آخر بیست انگشت به تصویر کشیده است.
مربوط به موضوع های: سینما | بر چسب ها: Add new tag, بیست انگشت،مانیا اکبری، رابطه | 10 Comments »
Posted on جولای 9, 2008 by سعید احمدی پویا
امسال هم استاد آواز ایران ، سلسله کنسرت های تابستانی اش را شروع کرد. برای نسلی که خاطراتش با شب، سکوت و کویر آمیخته است و ” یاد ایام” را زنده نگه می دارد و با “قاصدک” به ناکجاآباد سرک می کشد ، این شب ها فرصت اندکی است تا دمی از های و هوی ایام، بیاساید و بارگران بر زمین بگذارد و به محنت دوران کنایت بزند. بگذریم که در این دیار چشمه ها واحه ای است در بیابان و وقتی مشتی آب یافت می شود سیل تشنگان به سویش سرازیر می شوند تا قطره ای نصیب هر کدام از اینان شود. باری آفتاب خصلتش گرمی و خلق تشنگی است . گلایه ای نیست اما از آن سقایی که حرمت تشنگان را نگاه نمی دارد ، به که گلایه بریم؟
داستان فروش اینترنتی هم به زمره رنج های دوران پیوسته است که گویا حق مسلم تشنگان آواز ایران است و هر کس طاووس خواهد جور هندوستان کشد. جالب است که در این دیار، تجربه پشیزی ارزش ندارد. سال گذشته ، فروش اینترنتی کنسرت استاد چه بازی هایی با مخاطب داشت دریغ و صد دریغ که هر سال، دریغ از پارسال! ابتدا که با توجه به آن که در این دیار نرخ هر پشیزی با تورم رفاقت چندین ساله دارد، دوستداران استاد هم افزایش نرخ بلیط سی درصدی را پذیرفتند. دندشان نرم، هر کس ناله ساز ناب می خواهد، بهایش را می پردازد.
امسال هم بر طبق سنت حسنه سال گذشته، سایت فروش بلیط از همان دقایق اول از کار افتاد و وعده راه اندازی آن به ساعاتی دگر افتاد و این کش و قوس برای چندین روز ادامه یافت. بعد از گذر از خان رزرو بلیط، نوبت به پرداخت وجه رسید که آن هم داستانی مفصل است برای خودش که دوستانی که شب زنده داری نمودند و در میانه شب با خدای خویش و سایت فروش بلیط و سایت بانک سامان خلوت نموده بودند، توانستند از این خان هم سربلند بیرون بیایند. و اما معشوق ما بازی ها داشت و جریان به همین جا ختم نشد.
مربوط به موضوع های: موسیقی | بر چسب ها: موسیقی سنتی, کنسرت, آواز, شجریان | بیان دیدگاه »